X
تبلیغات
♥ღღ آلاچيق آدم برفي ღღ♥ - ایام البیض(اعتکاف)


♥ღღ آلاچيق آدم برفي ღღ♥

بهترینها

ایّام روشنی

تعریف اعتکاف
 
اعتکاف در لغت به معنای توقف در جایی است .اما تعریف اصطلاحی اعتکاف: امام خمینی (ره) در تعریف اعتکاف می فرمایند: "وَ هُوَ اللَّبَثُ فِی المَسجِدِ بِقَصدِ التَعّبُدِ بِهِ وَ لا یعتَبَرُ فِیه ضَمُّ قَصدِ عِبادَةٍ اُخری خارِجَةً عَنهُ وَ اِن کانَ هُو الاَحوِط؛ اعتکاف، ماندن در مسجد به نیت عبادت است و قصد عبادت دیگر، در آن معتبر نیست. اگر چه احتیاط مستحب نیت عبادتی دیگر، در کنار اصل ماندن می باشد.
 
اهمیت اعتکاف
 
اعتکاف، محو خود خواهى در امواج بلند خداگرایى و خدمت‏ به امت اسلامى است.  اعتکاف، بیرون رفتن از خانه خویش و مصمم شدن بر حضور در خانه حضرت حق است. عبادتى مستحبى و تقرب جویانه و داوطلبانه است که روزه روز سوم آن رنگ وجوب مى ‏گیرد. اعتکاف، گریز از لذت گرایى و مهار حس خود محورى و برترى جوئى و بازگشت از قبله دنیاگرایان به سمت و سوى قلب و قبله هستى است. خود سازى، محاسبه نفس، توبه و نیایش، نماز و تلاوت قرآن و استمداد از آستان قدس ربوبى از دیگر برکات‏ اعتکاف است.  اسلام، فکر جدایى از زندگى دنیا و گوشه نشینى و کناره گیرى از مردم و به تعبیر دیگر رهبانیت را باطل و ناپسند اعلام کرد، اما اعتکاف را بعنوان فرصتى براى بازگشت‏ به خویش و خداى خویش قرار داد، تا کسانى که از هیاهو و جنجال هاى زندگى مادى خسته مى‏شوند، بتوانند چند صباحى با خداى خود خلوت کنند و جان و روح خود را با خالق هستى ارتباط دهند .اعتکاف شرایطی را فراهم می کند تا انسانها با توشه معنوى و اعتقادى راسخ و ایمان و امیدى بیشتر، به زندگى خود ادامه داده ، خود را براى صحنه‏ هاى خطر و جهاد در راه خدا آماده سازند ، همیشه با یاد خدا تلاش کنند ، خود را در محضر پروردگار ببینند ، از نافرمانى او بپرهیزند و به سوى سعادت دنیا و آخرت گام بردارند.
 
اعتکاف در ادیان دیگر
 
کسی دقیقاً نمی‏داند که این عبادت، از چه زمانی آغاز و کیفیت اجزا و شرایط آن در بدو شکل‏گیری چه چیزهایی بوده است.
 
با توجه به آیه 125 سوره بقره، می‏توان نتیجه گرفت که اعتکاف عملی بوده که در شریعت ابراهیم از مناسک و عبادات الهی محسوب می‏شده و پیروان ایشان به این عمل مبادرت می‏ورزیدند و لذا ابراهیم و اسماعیل (ع) از طرف خداوند موظف شده بودند تا محیط لازم را برای برپایی این مراسم مهیا سازند. واگذاری این مسؤولیت خطیر به آنها، گواه بزرگی بر اهمیت عباداتی چون حج، اعتکاف و نماز در پیشگاه خداوند است.
 
حضرت موسی (ع) با آن که مسؤولیت سنگین رهبری و هدایت امت را به دوش داشت، برای مدت زمانی آنان را ترک و برای خلوت با محبوب خویش به خلوتگاه کوه طور شتافت. او در پاسخ به پرسش خداوند که فرمود: چرا قوم خود را رها کردی و با عجله به سوی ما شتافتی؟ عرض کرد: پروردگارا! به سوی تو آمدم تا از من راضی شوی. (طه :83 و 84).
 
بیت المقدس از مکانهایی بود که همواره عده زیادی از انسانها، برای اعتکاف در آن گرد می آمدند و به راز و نیاز با پروردگار خویش مشغول می‏شدند. بزرگ این گروه، حضرت زکریا (ع) بود و از جمله کسانی که در امر اعتکاف سرپرستی می‏نمود حضرت مریم (ع) است. قرآن در این باره می فرماید: «وَ کَفّلَها زَکَریا کُلَّما دَخَلَ عَلَیها زَکَریا المِحرابَ وَجَدَ عِندَها رِزقاً ــ کفالت او (مریم) را زکریا بر عهده گرفت و هر زمان که به محل عبادت او می رفت برای او غذایی مهیا می‏دید» (آل عمران:37).
 
از قرآن مجید (مریم:16و 17) استفاده می‏شود که حضرت مریم (ع) آنگاه که به افتخار ملاقات با فرشته الهی نایل آمد از مردم بریده بود و در خلوت به سر می برد. 
 
علامه طباطبائی می فرماید: گویا مقصود از دوری مریم از مردم، بریدن از آنان و روی آوردن به اعتکاف برای عبادت بوده است.
 
طبق روایات اهل سنت، در دوران جاهلیت هم عملی به عنوان اعتکاف در میان مردم رایج بوده است و مردم توسط این عمل به خدای خود تقرب می جسته اند.
 
اجداد پیامبر اسلام (ص) از پیروان دین حنیف به شمار می روند. اعتکاف در غارها و بیابانها و کوهها، به عده ای از این حنفاء نسبت داده شده است. آنان در جاهای خلوتی که از مردم دور بود به اعتکاف پرداخته و خود را در آن محبوس می کردند و جز برای نیازهای شدید و ضروری، از آن خارج نمی شدند و در آن اماکن به عبادت و تأمل و تفکر در هستی پرداخته و در جستجوی راستی و حقیقت بودند. آنها در آن اماکن خاموش و آرام مثل غار حراء، به عبادت مشغول می‏شدند.
 
پیامبر (ص) نیز مانند خود بر دین حنیف یعنی دین حضرت ابراهیم (ع) بود و عبادات متداول آن دین و از جمله اعتکاف را برپا می‏داشت.
 
قبل از بعثت حضرت محمد (ص) نیز غار حراء محل عبادت و راز و نیاز بود، حضرت رسول اکرم (ص) نیز به اعتکاف در آن مکان مشغول می‏شدند و در اندیشه سرنوشت بشریت فرو می‏رفتند.
 
ارکان اعتکاف
 
ارکان عبادت یعنی اجزایی که اگر عمداً یا سهوا ترک شوند، آن عبادت باطل می شود. اعتکاف نیز ارکانی دارد که عبارت اند از 1) نیت؛ 2) توقف در مسجد جامع شهر یا مساجد چهارگانه معروف؛ 3) کمتر از سه روز نبودن اعتکاف؛ 4) روزه‏دار بودن معتکف در ایام اعتکاف.
 
زمان اعتکاف
 
اعتکاف در هر زمانی که انسان بتواند حداقل سه روز در مسجد بماند صحیح است، و بهترین زمان برای آن، ماه مبارک رمضان و مخصوصا در دهه آخر آن ماه می باشد.
 
نیت اعتکاف
 
اعتکاف،همانند سایر عبادات،باید با نیت و قصد قربت‏باشد و هر گونه ریا و خود نمایی و قصد غیر الهی آن را باطل می‏کند. در نیت اعتکاف،قصد وجه شرط نیست،یعنی لازم نیست قصد کند که اعتکاف واجب است‏یا مستحب. زمان نیت اعتکاف، وقت شروع اعتکاف است که شروع طلوع فجر می باشد و با استمرار نیت اول شب هم مانعی ندارد.اعتکاف را می توان به سه صورت به جای آورد: 1) برای خود ؛ 2) به نیابت از مردگان؛ 3) به نیابت از زندگان.
 
اگر اعتکاف را به نیابت از کسی که، از دنیا رفته به جای آورد، در این صورت اعتکاف را تنها به نیابت از یک نفر می توان انجام داد ولی اگر مقصود اهدای ثواب باشد می توان ثواب اعتکاف را به چند نفر، زنده یا مرده، هدیه کرد.
 
در مورد نیابت از شخص زنده، در میان فقها اختلاف نظر وجود دارد. بسیاری از فقها در درستی چنین اعتکافی، تردید کرده‏اند. در این صورت، هرگاه نایب، اعتکاف را به قصد رجا، یعنی امید به مطلوب بودن عمل نزد خدا، نه به عنوان عبادتی حتمی انجام دهد، مانعی ندارد.
 
شرایط اعتکاف
 
در صحت اعتکاف علاوه بر شرایط عامه تکلیف (ایمان، عقل و قدرت)، اموری شرط است: الف) قصد قربت؛ ب) روزه: ج) سه روز روزه‏دار بودند؛ د) وقوف در چهار مسجد: مسجد الحرام، مسجد النبی«ص»، مسجد جامع کوفه و مسجد بصره. ولی به قصد رجاء (به امید پاداش) می‏توان در مسجد جامع هر شهر معتکف شد؛ هـ) اجازه پدر، مادر و شوهر؛ و) پیوستگی اعتکاف.
 
محرمات اعتکاف
 
1. پرداختن به امور جنسی به معنای وسیع آن: که شامل هر نوع بهره‏برداری شهوانی است.
 
2. بوییدن عطر و هر نوع بوی خوش و گیاهان معطر به قصد لذت بردن
 
3. مجادله و مناقشه: حرمت جدال مربوط به اموری است که معتکف بخواهد فضل و برتری خود را به دیگران نشان دهد.
 
4. محرمات روزه: در حال روزه یعنی از طلوع تا غروب خورشید، که معتکف روزه می‏گیرد، باید از محرمات روزه نیز اجتناب نماید. بعضی از فقها محرمات احرام را بر معتکف مستحب دانسته‏اند.
 
5. خرید و فروش.
 
اعمال اعتکاف
 
اعمال شب سیزدهم رجب: اعمالی را باید در این شب انجام داد؛ از جمه آن ده رکعت نماز است که اگر به درستی به جا آورده شود، دارای ثواب و پاداش بزرگی است. در روایتی از پیامبر (ص) می خوانیم: «کسی که در شب سیزدهم ماه رجب ده رکعت نماز بخواند؛ بدین گونه که در رکعت اول حمد یک مرتبه و سوره عادیات هم یک مرتبه و در رکعت دوم حمد یک مرتبه سوره تکاثر نیز یک مرتبه بخواند و بقیه رکعت‏ها را هم به همین نحو تمام کند، خداوند متعال گناهان او را می آمرزد و اگر عاق والدین هم باشد خداوند سبحان از او راضی می‏شود، و همچنین در قبر نکیر و منکر به او نزدیک نمی شوند و او را نمی‏ترسانند و بر پل صراط هم چون برق خاطف (سریع) عبور می کند و نامه اعمالش را به دست راستش می‏دهند و میزان اعمالش سنگینی می کند و در بهشت فردوس هزار شهر به او اعطا می‏شود.»
 
اعمال روز سیزدهم: روزه گرفتن در این روز هم ثواب فراوان دارد. ضمنا در این روز، عبادتی به نام "عمل ام داود" وجود دارد که اگر کسی خواست آن را به جای آورد، باید این روز و دو روز بعدش را روزه بگیرد
سید حسین ذاکرزاده

بی انصاف نباش، آری! می دانم میهمان خوبی بوده ای برای میزبانت؛ امّا سه روز کافی نیست.

این که سه روز در حاشیه نورانیّت «ایّام روشنی» بنشینی و نورانی شوی کافی نیست.

باید محکم شوی، باید هرچه می شود، سلاح برداری و سپر.

پایت را که بگذاری بیرون، می بینی که محاصره شده ای.

باید تا می توانی آذوقه و آب برداری.

بیرون، قحطی بیداد می کند!

تشنگی جان خیلی ها را به لبشان رسانده، باور کن، چشم و دل سیر، کم پیدا می شود.

باید چراغ برداری.

اصلاً باید خودت چراغ شوی؛ آنوقت، دیگر هم جلوی خودت را می بینی و هم دیگران را به مقصد می رسانی.

باور کن، تاریکی بیداد می کند.

چشم، چشم را نمی بیند. دل، دل را نمی بیند.

خیلی ها شب کور شده اند و شب زده؛امّا بعضی ها هنوز سوسو می زنند. تو پرنور باش و وسیع.

خلاصه که بی انصاف نباش! بیا و همیشه مهمان باش.

خودت که بهتر می دانی اینجا کاروانسراست.

اگر نبود، که نوبت به تو نمی رسید.

همه این ها را برای تو گفتم، آری! تو که در وجود منی.

دل کندن از خاک

حمیده رضایی

«یا ذا الجلال و الاکرام»!

امروز را عید تطهیر من قرار بده، ای والاترین نگهبان من پس از سه روز دل کندن از خاک و دل سپردن به افلاک!

تویی که می توانی پیراهنم را از غبار راه بتکانی.

دست هایم را بر شاخه های بلند ابدیّت آویخته ام، از همه چیز و همه کس بریده ام، سرنوشتم را به تو سپرده ام.

سکوت در چشم هایم می پیچد و باران بر گونه هایم شدیدتر از پیش می زند.

خدایا! مرا به عزّت خویش عزیز گردان.

این منم که در صبحی بی خورشید متولد شده ام؛ سرشارم گردان از نور.

حس می کنم از نو متولد شده ام؛ تنها و رهایم مگذار در این بارشِ سهمگین روزها و شب های تکراری.

تمام تنم درد می کند، پیله هایم را دریده ام تا پروانگی ام را بال بگیرم در آسمان.

از همه بریده ام؛ گوشه ای و سکوتی و تسبیحی.

سجاده ام را رو به خداوندی ات گشوده ام.

صدای نیایش، دردم را درمان است و روحم را راحت و رهایی.

سه روز از تمام هیاهوی حوالی گریخته ام.

سه روز دستانم را به سفر بارگاهت فرستادم؛ مباد دست هایم بی اجابت!

سه روز در خانه امن الهی نشستم و دهان نگشودم جز به ذکر و سر نچرخاندم جز به گریبانِ فکر.

بر بهارهای آویخته کبریایی ات چشم دوختم و چشم از خاک فرو بستم.

خدایا!

من قربانی طغیان خویشم؛ نخواه تا این گونه مکدّر که آمده ام، با دست هایی برآمده از هیچ بازگردم.

از پشت تمام پنجره ها، بندگی ام را بنگر و رهایم کن از بند تعلقات!

صدایم کن و رهایی ام بخش!

«اللّهم اِنّی أَبرءُ الیکَ فی یومی هذا»

آنچنان در خود فرو شکسته ام که بیم آوار شدن دارم؛ به تکیه گاهِ خداوندی ات سخت محتاجم.

سه روز در هوای معنویّت نفس کشیده ام؛ نخواه تا مشامم از بوی حسرت پُر شود.

آماده ام که بازگردم به هیاهوی اطراف؛ امّا این بار با هزار خورشید فروزان در تنم.

روزهای وصل و عشق

امیر اکبرزاده

شولایی از نور بر شانه ات می اندازی و دست در دست عاشقان طریق، در حلقه مشتاقان به سماعی ازلی دست می گشایی.

پایکوبی می کنی در فضایی که از هر زاویه اش، عطر خاص ترین دقایق هستی جاری ست.

دست افشانی می کنی در لحظاتی که هیچ کس را بدان راه نیست.

شعله روشن کرده ای با دستان نیازی که به درگاه خداوند دراز کرده ای.

دستان قنوتت، چونان پروانه ای سبک بال در فضای قرب بال گشوده اند؛ آزاد و رها.

با فکر رسیدن به معبود در ذهن، تو را همراه خویش بالا می برند. دستان نیازت طلب می کند نازی را که خداوند بر عاشقان خویش عنایت کرده است.

و تو همراه دیگر عاشقان حلقه شوق، چشم بر الطاف الهی دوخته، بر لب جاری می کنی ذکر سبزی را که جز تقاضای قرب الی الله نیست.

تو خدا را می خوانی تا خداوند نیز تو را بخواند و در آغوش لطفش جای دهد تو را

«ادعونی استجب لکم»

و تو می خوانی خدای خویش را.

و تو صدا می زنی خالق زمین و زمان را.

و تو طلب می کنی لطف بی کران پدید آورنده آفرینش را.

و تو بازگو می کنی نیاز ازلی خود را به خداوندت، به معبودت؛ به او که لایق ستایش است و سزاوار تمجید، به او که کریم است و رحیم، به او که بزرگوار است و ستّار.

تو با دیگر عاشقان حلقه شوق در روزهایی سبز، در روزهایی که معتکف حرم عشق یار شده اید، خدای را می جوئید.

این روزها را غنیمت می دانید و به اعتکاف می نشینید روزهای سپاسگزاری از خالق خویش را.

تو به جمعی می روی که در عین کثرت، اوج وحدت است.

سه روز با خودت خلوت می کنی تا در خدا غرق بشوی و در تفکری عمیق به سر ببری؛ تفکر در ذات الهی.

این روزهای بلند مرتبه را قدر می دانی؛ روزهایی که به عطر دل انگیز روزه داری تو و همراهانت آغشته است و با مُهر سبز تبسم، روزه هایتان رنگ و بویی خاص می گیرد، روزهایی که نمازهایت آنقدر به خدا نزدیک می شوند که صدای لبیک را به گوش خویش به وضوح می شنوی، روزهایی که تو را خوانده اند به خلوتی برای تفکر در معنای حقیقی شوق، وصل و عشق....

ذرات منتشر نور

باران رضایی

گم می شوم در ازدحام شهر.

خسته ام.

نشانی خانه ام را به خاطر نمی آورم

تشنه ام؛

تشنه یک دقیقه آرامش

خسته لحظه ای حتّی

چشمانم به دنبال سرپناهی می گردد؛

سرپناهی که از این هیاهو دورم کند

خلوتی که در آن به خود بیاندیشم

به نشانی خانه ام.

نور سبزی از گلدسته های مسجد جامع شهر به چشمم می خورد،

بی اختیار به سویش کشیده می شوم

زمزمه «اَللهُمَّ لَکَ الحمد» به گوشم می خورد

نوای «لَکَ المَجْدُ و لَکَ العِزّ»، از خود بی خودم می کند

چشم که باز می کنم، من هستم و خیلِ عاشقان الهی

من هستم و صف به صف تسبیح و نماز و استغاثه

اکنون سه روز است با توام؛

هم صحبت تو و هم خانه تو.

سه روز است میهمانِ توام و تو همچنان مهربان ترین میزبانِ دنیایی.

کم کم نشانی خانه ام را به یاد می آورم:

من اهل ایمان بودم؛ همسایه خورشید

عشق، در دو قدمی من جوانه می زد

یقین، پشت خانه ام اُردو زده بود

باید بروم.

فرصتی دوباره

فاطمه حیدری

فرصتی می خواهی تا فارغ از هیاهوی پایان ناپذیر زندگی، چند روزی با خودت خلوت کنی.

فرصتی می خواهی تا بر سفره عشق میهمان شوی و جامه تعلقات برکنی، با خدای خویش خلوت کنی و پا به پای ام داود، زیارت رجبیه بخوانی.

فرصتی می خواهی تا معتکف کوی عشق شوی.

اعتکاف، فرصت خلوتی عاشقانه است.

اعتکاف، استوارسازی شانه های لرزانی است که از بار سنگین گناه، دیگر قامت ایستادن ندارد.

اعتکاف، سجده دوباره فرشتگان است بر اشک ها و ندبه ها و سجده های آدمیان.

اعتکاف، احرامی ست در میقات حضور، با نور و شعور.

اعتکاف، تطهیر قلب هاست در سجاده سبز «توبه».

اعتکاف، گستره محراب عشق است در کوی دوست؛ عشقبازی روح است دور از نفسِ سرکش، در سبزترین مکان، در نورانی ترین زمان.

اعتکاف، تلاوت «آیه های سوره حضور است» در سجاده اشک.

اعتکاف، لبیک لب هایی است که عاشقانه به زمزمه نیایش، روح پریشان خود را شستشو می دهند.

اعتکاف، تفرج روح است در خلوت عشق.

اعتکاف؛ یافتن حقیقت پنهان روح است در فراموشی نفس.

اعتکاف، بهترین بهانه برای صعود به ملک نفسانی و بازگشت به فطرت رحمانی است.

اعتکاف، غوطه ور شدن در دریای روشن امید است؛ فرصت سبزی است برای آموختن طریقت دلدادگی و رسم و راه عاشقی.

اعتکاف، بریدن است و وصل شدن؛ پایان است و آغاز.

اعتکاف، شکستن است و پیوند خوردن؛ شکستن قفس نفس و پیوند خوردن به آسمان.

اعتکاف، میقاتی است دوباره.

اعتکاف، تمرین خودسازی است.

اعتکاف، مبارزه برای رسیدن به یقین است.

اعتکاف، فرصتی است برای سبز شدن.

التماس دعا

موضوعات مرتبط: حلال تمام مشکلات , خدا.......

نوشته شده در دوشنبه 1390/03/23ساعت 16:25 توسط آدم برفي|



      قالب ساز آنلاین